محمد مهدى ملايرى
308
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
است « 1 » و اما قطعهء ديگر به احتمال قوى از اثر ديگرى منسوب به آذربد غير از اين اندرز گرفته شده ، زيرا اگر از اين اندرز مىبود مىبايستى در دنبال آن ذكر مىگرديد نه در محل ديگرى و به صورت جداگانه ، و دور نيست كه اين قطعه هم از همان وصيتى باشد كه قطعهاى از آن به شكل واژهاى چند از آذربد مارسپندان در پهلوى هم وجود دارد . دربارهء رابطهء متنهاى پهلوى با قطعاتى كه از ترجمه عربى سخنان آذربد در دست است اين مطلب قابل ذكر است كه مطالب مشترك بين آنها كمتر از آن است كه بتوان آنها را يك متن واحد به دو زبان پهلوى و عربى دانست ، بلكه مناسبتر آن است كه آنها را قسمتهاى مختلفى از اثر يا اثرهايى دانست كه متن كامل آنها در دست نيست ، و شايد بتوان با تلفيق اين قطعات موجود چه در عربى و چه در پهلوى متنى نزديكتر به اصل به دست آورد . وست ( West ) دربارهء متن پهلوى اندرز آذربد به پسرش زرتشت نوشته است كه اين متن در تمام نسخههايى كه از آن در دست است ناقص به نظر مىرسد و كامل آن ( به اضافه « حقيقت روزها » ) بايستى داراى سه هزار واژه بوده باشد « 2 » ، در صورتى كه متن موجود پهلوى شامل كمى بيش از نصف اين مقدار است . گفتهء وست دربارهء قطعات ديگرى هم كه از اين اندرز يا از سخنان ديگر آذربد باقى است چه قطعهء ديگر پهلوى و چه دو قطعه عربى نيز صادق مىتواند بود ، زيرا هريك از اين قطعات در واقع منتخبى از كتاب يا رسالهاى بوده شامل سخنان حكمتآميز منسوب به اين موبد بزرگ دوره ساسانى نه مجموعهء سخنان منسوب به او . بنابراين قطعات بازمانده از آثار منسوب به آذربد را در پهلوى و عربى بايد مكمل هم شمرد نه ترجمه يكى از ديگرى . و همانطور كه گفتيم مىتوان با تلفيق آنها از اين اثر ساسانى متنى بهتر و كاملتر تهيه نمود .
--> ( 1 ) . « مواعظ آذرباد قال لابنه يعظه » ( الحكمة الخالدة ، ص 26 ) . ( 2 ) . E . W . West , Grundiss der Iranichen Philologie II Band , Strasburg 1896 - 1904 , . P . 112 به نقل دكتر ماهيار نوايى از او در مقدمه ترجمه اندرز آذرباد مارسپندان . نشريه دانشكده ادبيات تبريز سال يازدهم ، شماره زمستان .